غدیر

غدیر و عظمت آن ، از لسان حضرت زهرای اطهر(س)
نویسنده : pooya andish - ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩
 

غدیر و عظمت آن ، از لسان حضرت زهرای اطهر(س)

 

نقش حضرت زهرا(س) در تبیین واقعه غدیرخم:

 

1 ـ  « ابوالخیر محمد جزری شافعی (متوفای 833 ق) در کتاب اسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن ابی طالب » با سند بسیار زیبایی ، حدیث غدیر را از حضرت فاطمه (س) چنین نقل می کند :

فاطمه ، دختر امام علی بن موسی الرضا(ع) از عمه هایش فاطمه ، زینب و ام کلثوم ، دختران امام موسی بن جعفر(ع) نقل می کند که آنان فرمودند : فاطمه دختر امام صادق (ع) از عمه اش فاطمه ، دختر امام محمد باقر(ع) و او از عمه اش نقل می کند که فاطمه و سکینه دختران امام حسین (ع) از عمه شان ام کلثوم دختر امیرمومنان (ع) نقل می کند که مادرشان فاطمه زهرا(س) دختر مکرم رسول خدا(ص) خطاب به مردم فرمود :

 

« انسیتم قول رسول الله (ص) یوم غدیرخم : من کنت مولاه فعلی مولاه و قوله (ص): انت منی بمنزله هارون من موسی (1) آیا کلام رسول(ص) را فراموش کردید که در روز غدیر خم فرمود : « هرکس را که من مولای او باشم ، پس علی نیز مولای اوست؟ »  و کلام دیگر رسول خدا که فرمود : « یا علی ، جایگاه تو نسبت به من ، همانند موقعیت هارون نسبت به موسی می باشد »

 

نکته قابل توجه در این حدیث ، اهتمام خاندان اهل بیت (ع) به حدیث غدیر و حفظ آن است ، به گونه ای که پاسداری از حریم ولایت با نقل مستمرحدیث غدیر در میان آنان و فرزندانشان ، یک سیره دائمی شده بود و سعی و کوشش آن بزرگواران برای روشن ماندن چراغی که رسول خدا (ص) در غدیرخم مشتعلش ساخته بود ،  بسیار جد ی و قابل تامل است .

در حقیقت این اهتمام و جدیت ، میراث و درسی بود که از حضرت زهرا(س)  به اهل بیت(ع) رسیده بود ، زیرا ایشان یگانه مربی دفاع از ولایت بود که با منطق بسیار مستحکم خود و با صلابت و استواری غیر قابل وصف خود ، راه پرافتخار حمایت از ولایت را گشود ، نکته مهم دیگر حدیث این است که امامان معصوم (ع) در تعلیم و تربیت فرزندان خود ، فرقی بین دختران و پسران نمی گذاشتند و همه آنان را از سرچشمه معارف ناب اسلامی سیراب میساختند و بار مسوولیت حفظ امانت های الهی و یادگارهای رسول خدا و فاطمه زهرا (س) را برعهده آنان میگذاشتند و آنان نیز با شایستگی این امانت ها را به نسل های بعد انتقال میدادند این حدیث ، نمونه ای از احادیث « فاطمیات » است و نمونه های فراوان دیگری نیز در ابواب مختلف وجود دارد.

 

2 ـ  پس از رحلت رسول مکرم اسلام جمعی از مهاجران و انصار در سقیفه بنی ساعده ، گردهم آمدند تا فردی را از میان خود به زمامداری مسلمانان انتخاب نمایند ، مذاکرات و مشاجرات طولانی که بین آنان به وقوع پیوست ، در کتاب های تاریخی به طور مبسوط نقل شده است ، آنان در نهایت با دیگری بیعت کردند و سپس او را به مسجدالنبی(ص) آورده وازعموم مردم درخواست بیعت نمودند ، جمعی از اصحاب رسول خدا از بیعت با محصول سقیفه امتناع ورزیدند و در عهدی که با رسول خدا در روز « غدیرخم » بسته بودند  پایدار ماندند ، اما نگرانی عمده اصحاب سقیفه از شخص امیرمومنان (ع) بود و یقین داشتند با گرفتن بیعت از او ، بقیه معترضان تسلیم خواهند شد.

علی (ع) پس از دریافت اخبار سقیفه ، در پی وصیت دیگر رسول خدا ، با شتاب فراوان به جمع آوری قرآن پرداخت  و در جواب فرستادگانی که او را به مسجد و بیعت فرا میخواندند ، فرمود «  مشغول جمع آوری قرآن هستم  » اما هیئت حاکمه جدید  ، به جمعی ماموریت دادند به هر قیمتی که شده علی(ع) را از منزل خارج و برای گرفتن بیعت بیاورند ، اما علی (ع) امتناع ورزید ،

بنابر تصریح « ابن قتیبه » در کتاب « الامامه و السیاسه » و دیگر مورخان ، گفته شد هیزم و آتشی فراهم کنند و قسم یاد کردند که اگرعلی (ع) از منزل خارج نشود  خانه را به آتش خواهند کشید ، عده ای اعتراض کردند که در این خانه فاطمه (س) دختر رسول الله (ص) حسن و حسین (ع)  فرزندان پیامبرخدا و یادگارهای ایشان وجود دارند  چگونه این خانه را به آتش می کشی؟ عمر که اعتراض عمومی را مشاهده کرد  گفت : به راستی گمان کردید که من چنین کاری را انجام میدهم؟ مقصود من تهدید بود ، در این هنگام حضرت فاطمه (س) به پشت درب منزل آمد و خطاب به آن جماعت  فرمود :

« لا عهد لی بقوم اسو محضرج منکم ترکتم رسول الله (ص)جنازه بین ایدینا و قطعتم امرکم فیما بینکم و لم تستامرونا و لم تردوا لنا حقاکانکم لم تعلموا ما قال یوم غدیرخم ، والله لقد عقد له یومئذ الولا لیقطع منکم بذلک منها الرجا و لکنکم قطعتم الاسباب بینکم و بین نبیکم  والله حسیب بیننا و بینکم فی الدنیا و الآخره » (2)

 من قومی همانند شما سراغ ندارم که این چنین عهد شکن و بد برخورد باشند! پیکررسول خدا(ص) را بر روی دستان ما گذاشته و رها کردید و عهد و پیمانی که در میان خود داشتید قطع کردید و برخلاف عمل نمودید ، ولایت و رهبری ما اهل بیت را انکار کردید  و زمام امر را از دست ما خارج ساختید  و هیچ حقی برای ما قائل نشدید ، گویا از سخنان رسول (ص) در روز غدیرخم آگاهی نداشتید! به خدا سوگند رسول خدا در آن روز (غدیرخم ) ولایت و رهبری را برای علی (ع) تعیین کرد  تا امید و طمع شما را از خلافت قطع نماید ولی شما رشته های پیوند میان خود و پیامبر را پاره کردید ، بدانید که خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داوری خواهد کرد.

 

3  ـ  در دوران غربت بعد از پیامبراکرم (ص) که توام با اختناق نیز بود ، از جمله جاهایی که مردم می توانستند با حضرت زهرا(س) دیداری داشته باشند و سوالاتشان را مطرح نمایند ، در خارج از شهر مدینه ، بر سر مزار شهدای احد و حمزه سیدالشهدا بود ، از جمله کسانی که در کنار مزار شهدا با حضرت زهرا(س) ملاقات کرده ، محمود بن لبید است  ، او می گوید :

پس از وفات رسول الله (ص) فاطمه زهرا (س) را در کنار قبر حمزه  در احد مشاهده کردم ، در حالی که به شدت منقلب بود و اشک می ریخت ، صبر کردم تا آرام گرفت ، آنگاه به حضور ایشان رسیدم و عرضه داشتم : ای بانوی من ! سوالی برایم پیش آمده است ، اجازه میفرمائید؟ فرمود : بپرس !

عرض کردم : آیا رسول خدا قبل از وفات خود ، تصریحی بر امامت علی (ع) داشته است و آیا از طرف ایشان نصی بر این مطلب وجود دارد؟ فرمود : « واعجباه ! انسیتم یوم غدیرخم ؟ شگفتا و عجبا! آیا روز غدیرخم را فراموش کرده اید؟ »

عرضه داشتم : روز غدیر را می دانم ( و آن غیر قابل انکار است ) از آن اسراری که رسول خدا(ص) با شما در میان گذاشته ، مرا آگاه کنید ، فرمود :

« اشهدالله تعالی لقد سمعته یقول : علی خیر من اخلفه فیکم ، و هو الامام والخلیفه بعدی ، و سبطای و تسعه من صلب الحسین ائمه ابرار ، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیین ، و لئن خالفتموهم لیکون الاختلاف فیکم الی یوم القیامه »

خدا را شاهد می گیرم که شنیدم رسول خدا (ص) فرمود : علی بهترین کسی است که او را جانشین خود در میان شما قرار میدهم ، علی امام و خلیفه بعد از من است  و دو فرزندم (حسن و حسین ) و نه تن از فرزندان حسین پیشوایان و امامانی پاک و نیکند ، اگر از آنها اطاعت کنید ، شما را هدایت خواهند نمود  و اگر مخالفت ورزید ، تا روز قیامت بلای تفرقه و اختلاف در میان شما حاکم خواهد شد.

پرسیدم : بانوی من پس چرا علی (ع) سکوت کرد  و برای گرفتن حق خویش قیام نکرد؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود :

« یا اباعمر لقد قال رسول الله (ص): مثل الامام مثل الکعبه اذ توتی و لا تاتی ، او قالت : مثل علی ، ثم قال : اما والله لو ترکوا الحق علی اهله و اتبعوا عتره نبیه لما اختلف فی الله اثنان ، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتی یقوم قائا التاسع من ولد الحسین ، و لکن قدموا من اخره الله و اخروا من قدمه الله ، حتی اذا الحدوا المبعوث و اودعوه الجدث المجدوث ، اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم ، تبا لهم اولم یسمعوا الله یقول « و ربک یخلق مایشا و یختارماکان لهم الخیره » (3) بل سمعوا و لکنهم کما قال الله سبحانه : « فانها لا تعمی الابصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور » (4) هیهات بسطوا فی الدنیا آمالهم و نسوا آجالهم ، فتعسا لهم و اضل اعمالهم ، اعوذبک یا رب من الحور بعد الکور»

ای اباعمر رسول خدا(ص) فرمود : مثل امام (مثل علی ) همانند کعبه است  که مردم به سراغ آن می روند ، نه آنکه کعبه به سراغ مردم بیاید (سپس حضرت زهرا ادامه داد) آگاه باش ، به خدا سوگند اگر حق را به اهلش واگذارمیکردند و از عترت رسول خدا(ص) اطاعت مینمودند ، دو نفرهم ( در حکم خداوند) با یکدیگراختلاف نمیکردند  و امامت همان گونه که پیامبر خدا معرفی فرمود ازعلی (ع) تا قائم (عج) ما ، فرزند نهم حسین ، از جانشینی به جانشینی دیگر به ارث میرسید ، اما کسی را مقدم داشتند که خدا او را کنار زده بود و کسی را کنار زدند که خدا او را مقدم داشته بود ، نتیجه آن شد که محصول بعثت را انکار کردند و به بدعت ها روی آوردند ، آنها هوا پرستی را برگزیدند و براساس رای و نظر شخصی عمل کردند ، هلاکت و نابودی بر آنان باد! آیا نشنیدند کلام خدا را که فرمود :

« پروردگار تو هرچه بخواهد می آفریند و هرچه بخواهد  برمی گزیند ، آنان (در برابر او) اختیاری ندارند » آری شنیدند ، اما همان گونه که قرآن فرمود :

« چشم های ظاهر نابینا نمی شود ، بلکه دل هایی که در سینه هاست  کورمی شود ، افسوس که آنان آرزوها و هوس های خود را تحقق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند! خدا نابودشان گرداند و آنان را در کارهایشان گمراه کند پروردگارا ، به تو پناه میبرم از کمی یاران پس از فراوانی آنان . » (5)

 

4  ـ « غصب فدک » انتقامی بود که از حضرت زهرا(س) در مقابل حمایت هایش از حق امیرمومنان (ع) گرفته می شد ، پافشاری حضرت بر دفاع از ولایت امیرمومنان (ع) و نگرانی هیئت حاکمه از تاثیر کلام حضرت هرا(س) در میان مردم ، آنان را واداشت تا با گرفتن فدک از ایشان ، به دو هدف عمده برسند ، از یک سو  به دیگر معترضان نشان دهند که ایستادگی در برابر قدرت حاکمه هزینه های سنگینی دارد و از سوی دیگر ، وانمود کنند که مشکل اصلی هیئت حاکمه با حضرت زهرا(س)مسائل مالی و دنیوی است ، نه مبحث دین و امامت و ولایت !

حضرت زهرا(س) که به خوبی از اهداف آنان اطلاع داشت ، فرصت را مغتنم شمرد و خطبه مشهورخود را در مسجد مدینه ایراد فرمود ، خطبه ای که طنین سخنان رسول خدا(ص) را در اذهان مردم به یاد می آورد ، گویی که پیامبر بر بالای منبر خطبه می خواند!

حضرت در این خطبه ، حقایق فراوانی را با مردم در میان گذاشت و پرده های تزویر و تحریف را کنار زد و چهره غبارگرفته حقیقت را به مردم نشان داد ، او چنان مستدل و مستحکم سخن گفت که خلیفه او ل در برابر منطق قوی ایشان تسلیم شد و دستور بازگرداندن فدک را صادر نمود (گرچه با فاصله کمی مجددا به دستور نخست خود بازگشت ) نتیجه خطبه حضرت ، بسیار جالب و قابل توجه است ، بعد ازآن خطبه تاریخی جمعی به حضرت زهرا(س) گفتند :

»  یا بنت محمد ، لو سمعنا هذا الکلام منک قبل بیعتنا لابی بکر ما عدلنا بعلی احدا = ای دختر رسول خدا ، اگر قبل از بیعت با ابوبکر این سخنان را از تو می شنیدیم  به هیچ وجه کسی را برعلی (ع) ترجیح نمی دادیم «

اینجا بود که حضرت در جواب آنان به جریان غدیرخم اشاره کرده ، فرمود :

« هل ترک ابی یوم غدیرخم لاحد عذرا » آیا پدرم رسول خدا پس از حادثه غدیرخم ، جایی برای عذرآوردن باقی گذاشته بود؟

در کتاب « دلائل الامامه » نقل شده است : بعد از اینکه حضرت زهرا(س) آن خطبه غرا را ایراد فرمود ، در هنگام بازگشت از مسجد ، رافع بن رفاعه به دنبال حضرت آمد و خطاب به ایشان عرضه داشت :

»  یا سیده النسا لو کان ابوالحسن تکلم فی هذا الامر و ذکر للناس قبل ان یجری هذا العقد ما عدلنا به احدا » ای سرور زنان ، اگرعلی (ع) قبل ازاینکه مردم با ابوبکر بیعت کنند ، با آنان سخن می گفت و روشنگری می نمود ، ما از او رویگردان نمی شدیم  و با فرد دیگری بیعت نمی کردیم !

حضرت زهرا (س) فرمود :

»  الیک عنی فما جعل الله لاحد بعد غدیرخم من حجه و لاعذر » مرا به حال خود بگذار که خداوند بعد از جریان غدیرخم ، برای هیچ کس عذر و بهانه ای قرار نداده است . (6)

.....................................................................................................


 

مستندات  :

1  ـ  اسنی المطالب ، ص 50 ، الغدیر ،  ج 1 ،  ص  97

2  ـ الاحتجاج ، طبرسی ، ج 1 ، ص 202 ، الامامه و السیاسه ، ج 1 ، ص 30 ، الامالی ، شیخ مفید ، مجلس 6 ، ح 9 ، بحارالانوار ، ج 28 ، ص 204 و 356 ، نهج الحیاه ، محمد دشتی ، ص 127 و 128

3  ـ  قصص 68

4  ـ  حج  46

5  ـ  کفایه الاثر ، ص 198 ، الصراط المستقیم ، ج 2 ، ص 123 ، بحارالانوار ، ج 36 ، ص 353 ، نهج الحیاه ، ص 38 ، 40

6  ـ  دلائل الامامه ، ص 37 و 38 ، الخصال ، ج 1 ، ص 173 ، بحارالانوار ، ج 30 ، ص 124


 
comment نظرات ()